-شما هم روی دو پا راه می رین و روی کره زمین زندگی میکنین؟
-بعله قربان.
- آقا مشتاق دیدار، از آشنایی تون خوشوقتم.
![]() |
![]() |
![]() |
-شما هم روی دو پا راه می رین و روی کره زمین زندگی میکنین؟
-بعله قربان.
- آقا مشتاق دیدار، از آشنایی تون خوشوقتم.
تقصیر همین نیچه، شوپنهاور، گاندی، استیون هاوکینگ، بتهوون و موتزارت است که نمیگذارند باورمان شود در این زمانه میتوان بدون ابرمرد هم زیست.
بازهم غافلگیر شدم!
مگه مبشه اینقدر مهربون بود؟
این روزها
اسفندیار تبلیغ لنز میکند،
دهقان توس
به برگه های جریمه نگاه میکند
و محمود غزنوی
با بنزی سیاه
میگذرد از چراغ قرمز
اگر دماوندی که قصه از آنجا آغاز شد همین دماوند است،
پس رستم کجاست؟
گردآفرید کو؟
من که در این خیابانها
جز سودابه
هیچ نمیبینم.
آقا لطفاْ فندکتان
میخواهم پر سیمرغ را آتش بزنم
چشمهایم را گشاد کردم که در آخرین دیدار قبل از سفر تصویر چهره رنگ پریده و مهربانش را حفظ کنم. تا روز دیدار دوباره.
عاشق آن لحظهای هستم که تمام فکر وو ذهن ات این است که این بطری لامصب مابقی مشروب را درون لیوان بریزد.
پ.ن: اوریجینال!
پ.ن۲: چیزهایی هست که در یک زمان ارزش برابر دارند اما به تدریج ارزششان به هم می ریزد. این را در مرور یادداشت های ۴ سال پیش فهمیدم که در آن پست فوت بابابزرگ یادم بود و پست فردایش که بسیار کیفی هم بود کاملاً محو شده بود.
پ.ن۳:پاتیلم شدید!
مساله این نیست که مردم را چگونه به قبول افکار جدید بقبولانیم، مساله اصلی این است که چطور آنها را راضی کنیم که عقاید کهنه را فراموش کنند.
- دوست داری تانگو یاد بگیری؟
- الآن؟
- من دارم خدماتم رو مجانی در اختیارت قرار میدم.
نظرت چیه؟
- کمی میترسم.
- از چی؟
- از اینکه اشتباهی صورت بگیره.
- در تانگو هیچ اشتباهی نیست. مثل زندگی نیست که پیچیده باشه، خیلی سادست و به همین دلیل هم عالیه.
اگه اشتباهی بکنی و دست وپات به هم گره بخوره هم باید همینجوری ادامه بدی.
[+]
بر بلند ترین تخت جهان هم هنوز بر ماتحت خود نشستهایم.